متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از زمانه منال خاقانی
۲
گرچه در غربتت منال نماند
۳
که زمانه هم از تو نالان تر
۴
که کرم را در او مجال نماند
۵
قفل پندار برکن از در دل
۶
که تو را عشوهٔ نوال نماند
۷
فارغ آنگه شود دلت که در او
۸
دیو پنداشت را خیال نماند
۹
تکیه‌گاه نصیب بعد الیوم
۱۰
جز بر اکرام ذو الجلال نماند
۱۱
خواجگان را به انفعال بران
۱۲
که در ایشان جز افتعال نماند
۱۳
ماتم خواجگان رفته به دار
۱۴
کز درخت کرم نهال نماند
۱۵
ای خراسان تو را شهاب نزیست
۱۶
وی صفاهان تو را جمال نماند
۱۷
گر سگالش کنی به هفت اقلیم
۱۸
یک کریم سخا سگال نماند
۱۹
سفلگان را و راد مردان را
۲۰
کار بر یک قرار و حال نماند
۲۱
هر که را مال هست، همت نیست
۲۲
هر که را همت است، مال نماند
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.