غزل شمارهٔ ۱۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
۲
چون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا
۳
هر که را نیست نمک گر چه نماید خدمت
۴
خدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا
۵
برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن
۶
باده عشق بیا زود که جانت بزیا