غزل شمارهٔ ۱۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز آتش شهوت برآوردم تو را
۲
و اندر آتش بازگستردم تو را
۳
از دل من زادهای همچون سخن
۴
چون سخن من هم فروخوردم تو را
۵
با منی وز من نمیدانی خبر
۶
چشم بستم جادوی کردم تو را
۷
تا نیازارد تو را هر چشم بد
۸
از برای آن بیازردم تو را
۹
رو جوامردی کن و رحمت فشان
۱۰
من به رحمت بس جوامردم تو را