غزل شمارهٔ ۱۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
۲
در دیده جای کردم اشکال یوسفی را
۳
نادر جمال باید کاندر زبان نیاید
۴
تا سجده راست آید مر آدم صفی را
۵
طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری
۶
هر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را
۷
خورشید چون برآید هر ذره رو نماید
۸
نوری دگر بباید ذرات مختفی را
۹
اصل وجودها او دریای جودها او
۱۰
چون صید میکند او اشیاء منتفی را