غزل شمارهٔ ۱۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بشکن سبو و کوزه ای میرآب جانها
۲
تا وا شود چو کاسه در پیش تو دهانها
۳
بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها
۴
تا وارهد به گیجی این عقل ز امتحانها
۵
ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن
۶
مگذار کان مزور پیدا کند نشانها
۷
ور جادویی نماید بندد زبان مردم
۸
تو چون عصای موسی بگشا برو زبانها
۹
عاشق خموش خوشتر دریا به جوش خوشتر
۱۰
چون آینهست خوشتر در خامشی بیانها