Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
۲
بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا
۳
درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم
۴
در خارزار چند دوی ای برهنه پا
۵
جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام
۶
آن کس که درد داده همو سازدش دوا
۷
قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو
۸
کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا
۹
باغی که برگ و شاخش گویا و زنده‌اند
۱۰
باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا
۱۱
ای زنده زاده چونی از گند مردگان
۱۲
خود تاسه می نگیرد از این مردگان تو را
۱۳
هر دو جهان پر است ز حی حیات بخش
۱۴
با جان پنج روزه قناعت مکن ز ما
۱۵
جان‌ها شمار ذره معلق همی‌زنند
۱۶
هر یک چو آفتاب در افلاک کبریا
۱۷
ایشان چو ما ز اول خفاش بوده‌اند
۱۸
خفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.