Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها
۲
صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
۳
کز یار دور ماند و گرفتار خار شد
۴
زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا
۵
از غیب رو نمود صلایی زد و برفت
۶
کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا
۷
من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل
۸
از من سلام و خدمت ریحان و لاله را
۹
دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست
۱۰
ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا
۱۱
زان حال‌ها بگو که هنوز آن نیامده‌ست
۱۲
چون خوی صوفیان نبود ذکر مامضی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.