زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۹۴ - لطیفه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صاحبا ماجرای دشمن تو
۲
که کسش در جهان ندارد دوست
۳
گفته‌ام در سه بیت چار لطیف
۴
زان چنانها که خاطرم را خوست
۵
طنز می‌کرد با جهان کهن
۶
در جهان گفتیی که تازه و نوست
۷
رنگ او با زمانه درنگرفت
۸
رونق رنگ با قیاس رکوست
۹
روزگارش گلی شکفت و برو
۱۰
همچو بر باقلی کفن شد پوست
۱۱
آسمان در تنعمش چو بدید
۱۲
گفت اسراف بیش از این نه نکوست
۱۳
همچو ریواج پروریده شدست
۱۴
وقت از بیخ برکشیدن اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.