شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خداوندی که بر درگاه جاهت بندهوار
۲
چرخ و انجم سالها اجری و راتب خوردهاند
۳
بنده را فخرالزمان اسحق و چندین کس جز او
۴
تازه از انعام تو چیزی حکایت کردهاند
۵
گر درستست این سخن معلوم کن تا آن برات
۶
خود که آوردست و کی باری به من ناوردهاند
