زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صاحبا سقطهٔ مبارک تو
۲
نه ز آسیب حادثات رسید
۳
دوش این واقعه چو حادث شد
۴
منهیی زاسمان به بنده دوید
۵
ماجرایی از آن حکایت کرد
۶
بنده برگویدت چنان که شنید
۷
گفت دی خواجهٔ جهان زچمن
۸
ناگهانی چو سوی قصر چمید
۹
مگر اندر میان آن حرکت
۱۰
چین دامن زخاک ره برچید
۱۱
خاک در پایش اوفتاد وبه درد
۱۲
روی در کفش او همی مالید
۱۳
یعنی از بنده در مکش دامن
۱۴
آسمان انبساط خاک بدید
۱۵
غیرت غیر برد بر پایش
۱۶
قوت غیرتش چو درجنبید
۱۷
رخ ترش کرد و آستین بر زد
۱۸
سیلی خصم‌وار باز کشید
۱۹
خاک مسکین زبیم سیلی او
۲۰
مضطرب گشت و جرم در دزدید
۲۱
پای میمونش از تزلزل خاک
۲۲
مگر از جای خویشتن بخزید
۲۳
هم از این بود آنکه وقت سحر
۲۴
دوش گیسوی شب زبن ببرید
۲۵
هم از این بود آنکه زاول روز
۲۶
صبح برخویشتن قبا بدرید
۲۷
یا ربش هیچ تلخییی مچشان
۲۸
که از این سهل شربتی که چشید
۲۹
نور بر جرم آفتاب فسرد
۳۰
خوی ز اندام آسمان بچکید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.