شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم
۲
که در دعا همه آن خواهم از خداوندم
۳
شنیدهام که به خرسند کم گراید غم
۴
غمم چراست که از تو به نامه خرسندم
۵
ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود
۶
چرا که بیتو همی عمر و عیش نپسندم
۷
مرا و حال مرا بیجمال طلعت تو
۸
صفت ندیدم از این به چو دل برافکندم
۹
چنانکه تشنه به آب حیات و مرده به جان
۱۰
به جان تو که به دیدارت آرزومندم
