شمارهٔ ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکرده
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
۲
تا که از قومی که هم ایشان و هم ما تیشهایم
۳
شعر بردم خواجه را حالی جوابی باز گفت
۴
لفظ و معنی همچنان یعنی که ما همپیشهایم
۵
قصه تا کی گویم از بس خواب خرگوش خسان
۶
راست چون شیران به شب آتش زده در بیشهایم
۷
خاطر از اندیشه عاجز و نقد کیسه این
۸
دیر شد معذور میدار اندر آن اندیشهایم
