شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
روبهی میدوید از غم جان
۲
روبه دیگرش بدید چنان
۳
گفت خیرست بازگوی خبر
۴
گفت خر گیر میکند سلطان
۵
گفت تو خر نیی چه میترسی
۶
گفت آری ولیک آدمیان
۷
میندانند و فرق مینکنند
۸
خر و روباهشان بود یکسان
۹
زان همی ترسم ای برادر من
۱۰
که چو خر برنهندمان پالان
۱۱
خر ز روباه میبنشناسند
۱۲
اینت کون خران و بیخبران
