متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای سر از کبر بر فلک برده
۲
گشته گردان چو انجم فلکی
۳
به عقابی رسیده از مگسی
۴
به سماکی رسیده از سمکی
۵
بس بس اکنون که بیش از این نرسد
۶
حاش لله دیو را ملکی
۷
بر جهان خواجگی همی رانی
۸
هنرت چه و نسبت تو به کی
۹
نمک دیگ خواجگی جودست
۱۰
نه بخیلی و خشم و بی‌نمکی
۱۱
ای که خرچنگ و خارپشتی تو
۱۲
صدفی آید از تو نی فنکی
۱۳
خواجه دانم که پیش جیش سخاش
۱۴
موج دریا همی کند یزکی
۱۵
باز اگر تو فقع خوری به مثل
۱۶
چوبک کوزه فقع بمکی
۱۷
از تو یک قطره خون به حیله چکد
۱۸
دور از اینجا اگر ز هم بچکی
۱۹
خواجه هستی چرا نیاموزی
۲۰
خواجگی کردن از شهاب زکی
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.