غزل شمارهٔ ۲۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
۲
تفسرها سرا و تکنی به جهرا
۳
و انشرت امواتا و احییتهم بها
۴
فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری
۵
فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم
۶
و ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا
۷
ولکن بریق القرب افنی عقولهم
۸
فسبحان من ارسی و سبحان من اسری
۹
سلام علی قوم تنادی قلوبهم
۱۰
بالسنه الاسرار شکرا له شکرا
۱۱
فطوبی لمن ادلی من الجد دلوه
۱۲
و فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری
۱۳
یطالع فی شعشاع و جنه یوسف
۱۴
حقائق اسرار یحیط بها خبرا
۱۵
تجلی علیه الغیب و اندک عقله
۱۶
کما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا
۱۷
فظل غریق العشق روحا مجسما
۱۸
و نورا عظیما لم یذر دونه سترا