غزل شمارهٔ ۲۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یا من بنا قصر الکمال مشیدا
۲
لا زال سعدا بالسعود مؤیدا
۳
هز القلوب و ردها بصدوده
۴
فغدا دماء العاشقین مبددا
۵
یا ساکنین محال العشق فی قلق
۶
تظنون ان العشق یترککم سدا
۷
لا و الذی حاز الملاحه و البها
۸
و لم یبق للعشاق حیلا و لا یدا
۹
و ذلک شمس الدین مولا و سیدا
۱۰
و تبریز منه کالفرادیس قد غدا