غزل شمارهٔ ۲۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بی یار مهل ما را بییار مخسب امشب
۲
زنهار مخور با ما زنهار مخسب امشب
۳
امشب ز خود افزونیم در عشق دگرگونیم
۴
این بار ببین چونیم این بار مخسب امشب
۵
ای طوق هوای تو اندر همه گردنها
۶
ما را همه شب تنها مگذار مخسب امشب
۷
صیدیم به شصت غم شوریده و مست غم
۸
ما را تو به دست غم مسپار مخسب امشب
۹
ای سرو گلستان را وی ماه شبستان را
۱۰
این ماه پرستان را مازار مخسب امشب