غزل شمارهٔ ۳۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
امسی و اصبح بالجوی اتعذب
۲
قلبی علی نار الهوی یتقلب
۳
ان کنت تهجرنی تهذبنی به
۴
انت النهی و بلاک لا اتهذب
۵
ما بال قلبک قد قسی فالی متی
۶
ابکی و مما قد جری اتعتب
۷
مما احب بان اقول فدیتکم
۸
احیی بکم و قتیلکم اتلقب
۹
و اشرتم بالصبر لی متسلیا
۱۰
ما هکذی عشقوا به لا تحسبوا
۱۱
ما عشت فی هذا الفراق سویعه
۱۲
لو لا لقاؤک کل یوم ارقب
۱۳
انی اتوب مناجیا و منادیا
۱۴
فانا المسی بسیدی و المذنب
۱۵
تبریز جل به شمس دین سیدی
۱۶
ابکی دما مما جنیت و اشرب