زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عراقی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق
۲
چرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟
۳
وصال یار نبودت فراق را چه کنی؟
۴
نشان عشق نداری، چه لافی از عشاق؟
۵
بسی بگفت ازینگونه، گفتمش: بشنو
۶
جواب من ز سر صدق، بی‌ریا و نفاق:
۷
تو گیر خود که نبوده است هیچ یار مرا
۸
به هیچ یار نیم در جهان به جان مشتاق
۹
خیال چهرهٔ خوبان ندید چشم دلم
۱۰
به گوش دل نشنیدم خطاب اهل وفاق
۱۱
گرفتم این همه طامات و زرق تلبیس است
۱۲
مرا نه بس که به هند اوفتاده‌ام ز عراق؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.