شمارهٔ ۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق
۲
چرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟
۳
وصال یار نبودت فراق را چه کنی؟
۴
نشان عشق نداری، چه لافی از عشاق؟
۵
بسی بگفت ازینگونه، گفتمش: بشنو
۶
جواب من ز سر صدق، بیریا و نفاق:
۷
تو گیر خود که نبوده است هیچ یار مرا
۸
به هیچ یار نیم در جهان به جان مشتاق
۹
خیال چهرهٔ خوبان ندید چشم دلم
۱۰
به گوش دل نشنیدم خطاب اهل وفاق
۱۱
گرفتم این همه طامات و زرق تلبیس است
۱۲
مرا نه بس که به هند اوفتادهام ز عراق؟
