Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۳۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست
۲
گر نه لطف او بود پس عیش را بنیاد چیست
۳
گر خرابات ازل از تاب رویش پر نگشت
۴
پس هزاران صومعه در محو جان آباد چیست
۵
جان ما با عشق او گر نی ز یک جا رسته‌اند
۶
جان بااقبال ما با عشق او همزاد چیست
۷
گر نه پرتوهای آن رخسار داد حسن داد
۸
پس به دیوان سرای عاشقان بیداد چیست
۹
ساکنان آب و گل گر عشق ما را محرمند
۱۰
پس درون گنبد دل غلغله و فریاد چیست
۱۱
گر نه آتش می‌زند آتش رخی در جان نهان
۱۲
پس دماغ عاشقان پرآتش و پرباد چیست
۱۳
گر نه آتش رنگ گشتی جان‌ها در لامکان
۱۴
صد هزاران مشعله همچون شب میلاد چیست
۱۵
گر نه تقصیر است از جان در فدا گشتن در او
۱۶
لطف نقد اولین و وعده و میعاد چیست
۱۷
گر نه شمس الدین تبریزی قباد جان‌ها است
۱۸
صد هزاران جان قدسی هر دمش منقاد چیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.