غزل شمارهٔ ۴۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این چنین پابند جان میدان کیست
۲
ما شدیم از دست این دستان کیست
۳
عشق گردان کرد ساغرهای خاص
۴
عشق میداند که او گردان کیست
۵
جان حیاتی داد کوه و دشت را
۶
ای خدایا ای خدایا جان کیست
۷
این چه باغست این که جنت مست اوست
۸
وین بنفشه و سوسن و ریحان کیست
۹
شاخ گل از بلبلان گویاترست
۱۰
سرو رقصان گشته کاین بستان کیست
۱۱
یاسمن گفتا نگویی با سمن
۱۲
کاین چنین نرگس ز نرگسدان کیست
۱۳
چون بگفتم یاسمن خندید و گفت
۱۴
بیخودم من میندانم کان کیست
۱۵
میدود چون گوی زرین آفتاب
۱۶
ای عجب اندر خم چوگان کیست
۱۷
ماه همچون عاشقان اندر پیش
۱۸
فربه و لاغر شده حیران کیست
۱۹
ابر غمگین در غم و اندیشه است
۲۰
سر پرآتش عجب گریان کیست
۲۱
چرخ ازرق پوش روشن دل عجب
۲۲
روز و شب سرمست و سرگردان کیست
۲۳
درد هم از درد او پرسان شده
۲۴
کای عجب این درد بیدرمان کیست
۲۵
شمس تبریزی گشادهست این گره
۲۶
ای عجب این قدرت و امکان کیست