Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۴۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
۲
در شکرینه یقین سرکه انکار نیست
۳
گر چه تو خون خواره‌ای رهزن و عیاره‌ای
۴
قبله ما غیر آن دلبر عیار نیست
۵
کان شکرهاست او مستی سرهاست او
۶
ره نبرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست
۷
هر که دلی داشتست بنده دلبر شدست
۸
هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست
۹
کل چه کند شانه را چونک ورا موی نیست
۱۰
پود چه کار آیدش آنک ورا تار نیست
۱۱
با سر میدان چه کار آن که بود خرسوار
۱۲
تا چه کند صیرفی هر کش دینار نیست
۱۳
جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان
۱۴
نار نماید در او جز گل و گلزار نیست
۱۵
ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو
۱۶
رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست
۱۷
ای غم پرخار رو در دل غمخوار رو
۱۸
نقل بخیلانه‌ات طعمه خمار نیست
۱۹
حلقهٔ غین تو تنگ میمت از آن تنگتر
۲۰
تنگ متاع تو را عشق خریدار نیست
۲۱
ای غم شادی شکن پر شکرست این دهن
۲۲
کز شکرآکندگی ممکن گفتار نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.