Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۵۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
۲
تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج
۳
چندان فروخور آن دهان تا پیشت آید ناگهان
۴
کرسی و عرش اعظمش کالصبر مفتاح الفرج
۵
خندان شو از نور جهان تا تو شوی سور جهان
۶
ایمن شوی از ماتمش کالصبر مفتاح الفرج
۷
باری دلم از مرد و زن برکند مهر خویشتن
۸
تا عشق شد خال و عمش کالصبر مفتاح الفرج
۹
گر سینه آیینه کنی بی‌کبر و بی‌کینه کنی
۱۰
در وی ببینی هر دمش کالصبر مفتاح الفرج
۱۱
چون آسمان گر خم دهی در امر و فرمان وارهی
۱۲
زین آسمان و از خمش کالصبر مفتاح الفرج
۱۳
هم بجهی از ما و منی هم دیو را گردن زنی
۱۴
در دست پیچی پرچمش کالصبر مفتاح الفرج
۱۵
اقبال خویش آید تو را دولت به پیش آید تو را
۱۶
فرخ شوی از مقدمش کالصبر مفتاح الفرج
۱۷
دیویست در اسرار تو کز وی نگون شد کار تو
۱۸
بربند این دم محکمش کالصبر مفتاح الفرج
۱۹
دارد خدا خوش عالمی منگر در این عالم دمی
۲۰
جز حق نباشد محرمش کالصبر مفتاح الفرج
۲۱
خامش بیان سر مکن خامش که سر من لدن
۲۲
چون می‌زند اندرهمش کالصبر مفتاح الفرج

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira