Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۵۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود
۲
چه عجب ار مشت گلی عاشق و بیچاره شود
۳
چونک به لطفش نگری سنگ حجر موم شود
۴
چونک به قهرش نگری موم تو خود خاره شود
۵
نوحه کنی نوحه کنی مرده دل زنده شود
۶
کار کنی کار کنی جان تو این کاره شود
۷
عزم سفر دارد جان می‌نهیش بند گران
۸
برسکلد بند تو را عاقبت آواره شود
۹
چونک سلیمان برود دیو شهنشاه شود
۱۰
چون برود صبر و خرد نفس تو اماره شود
۱۱
عشق گرفتست جهان رنگ نبینی تو از او
۱۲
لیک چو بر تن بزند زردی رخساره شود
۱۳
شه بچه‌ای باید کو مشتری لعل بود
۱۴
نادره‌ای باید کو بهر تو غمخواره شود
۱۵
بشنو از قل خدا هست زمین مهد شما
۱۶
گر نبود طفل چرا بسته گهواره شود
۱۷
چون بجهی از غضبش دامن حلمش بکشی
۱۸
آتش سوزنده تو را لطف و کرم باره شود
۱۹
گردش این سایه من سخره خورشید حق است
۲۰
نی چو منجم که دلش سخره استاره شود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira