Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۵۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود
۲
زهره می پرست من از قمری چه می‌شود
۳
بحر دلم که موج او از فلک نهم گذشت
۴
خیره بمانده‌ام که او از گهری چه می‌شود
۵
باغ دلم که صد ارم در نظرش بود عدم
۶
نرگس تازه خیره شد کز شجری چه می‌شود
۷
جان سپهست و من علم جان سحرست و من شبم
۸
این دل آفتاب من هر سحری چه می‌شود
۹
دل شده پاره پاره‌ها در نظر و نظاره‌ها
۱۰
کاین همه کون هر زمان از نظری چه می‌شود
۱۱
از غلبات عشق او عقل چه شور می‌کند
۱۲
وز لمعان جان او جانوری چه می‌شود
۱۳
من همگی چو شیشه‌ام شیشه گریست پیشه‌ام
۱۴
آه که شیشه دلم از حجری چه می‌شود
۱۵
باخبران و زیرکان گر چه شوند لعل کان
۱۶
بی خبرند از این کز او بی‌خبری چه می‌شود
۱۷
از تبریز شمس دین راست شود دل و نظر
۱۸
آن نظر خوش از کژ و کژنگری چه می‌شود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira