غزل شمارهٔ ۶۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای عشق که جمله از تو شادند
۲
وز نور تو عاشقان بزادند
۳
تو پادشهی و جمله عشاق
۴
همرنگ تو پادشه نژادند
۵
هر کس که سری و دیدهای داشت
۶
دیدند تو را سری نهادند
۷
خورشید تویی و ذره از توست
۸
وان نور به نور بازدادند
۹
چون بوی عنایت تو باشد
۱۰
زالان همه رستم جهادند
۱۱
چون از بر تو مدد نباشد
۱۲
گر حمزه و رستمند بادند
۱۳
ای دل برجه که ماه رویان
۱۴
از پرده غیب رو گشادند
۱۵
مستند و طریق خانه دانند
۱۶
زیرا که نه مست از فسادند
۱۷
تا عشق زید زیند ایشان
۱۸
تا یاد بود همه به یادند