حافظ · اشعار منتسب

شمارهٔ ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
۲
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
۳
از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم
۴
قاصدی کز تو سلامی برساند بر ما
۵
به دعا آمده‌ام هم به دعا دست بر آر
۶
که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما
۷
فلک آواره به هر سو کندم می‌دانی؟
۸
رشک می‌آیدش از صحبت جان پرور ما
۹
گر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند
۱۰
بکشد از همه انصاف ستم داور ما
۱۱
روز باشد که بیاید به سلامت بازم
۱۲
ای خوش آن روز که آید به سلامی بر ما
۱۳
به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند
۱۴
نتوان برد هوای تو برون از سر ما
۱۵
تا ز وصف رخ زیبای تو ما، دم زده‌ایم
۱۶
ورق گل خجل است از ورق دفتر ما
۱۷
هر که گوید که کجا رفت خدا را حافظ
۱۸
گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.