شمارهٔ ۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
۲
سرم چون زلف او سودا گرفته است
۳
لب چون آتشش آب حیات است
۴
از آن آب آتشی در ما گرفته است
۵
هُمای همتم عمری است کز جان
۶
هوای آن قد و بالا گرفته است
۷
شدم عاشق به بالای بلندش
۸
که کار عاشقان بالا گرفته است
۹
چو ما در سایهٔ الطاف اوییم
۱۰
چرا او سایه از ما وا گرفته است؟
۱۱
نسیم صبح، عنبر بوست امروز
۱۲
مگر یارم ره صحرا گرفته است؟
۱۳
ز دریای دو چشمم گوهر اشک
۱۴
جهان در لؤلؤ لالا گرفته است
۱۵
حدیث حافظ ای سرو سمنبوی
۱۶
به وصف قد تو بالا گرفته است