(۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شد
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی ترسا مسلمان گشت و پیروز
۲
بمی خوردن شد آن جاهل دگر روز
۳
چو مادر مست دید او را ز دردی
۴
بدو گفت ای پسر آخر چه کردی
۵
که شد آزرده عیسی زود ازتو
۶
محمّد ناشده خشنود از تو
۷
مخنّث وار رفتن ره نکو نیست
۸
که هر رعنا مزاجی مرد او نیست
۹
بمردی رَو دران دینی که هستی
۱۰
که نامردیست در دین بت پرستی