Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · الهی نامه

(۱۰) حکایت غزالی و ملحد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بغزّالی مگر گفتند جمعی
۲
که ملحد خواهدت کشتن چو شمعی
۳
بترسید و درون خانه بنشست
۴
که تا خود روزگارش چون دهد دست
۵
چو در خانه نشستن گشت بسیار
۶
دلش بگرفت از خانه بیک بار
۷
کسی نزدیک بوشهدی فرستاد
۸
که ای در راه حق داننده اُستاد
۹
ز بیم ملحدان در خانه ماندم
۱۰
اگر عاقل بُدم دیوانه ماندم
۱۱
چه فرمائی مرا تا آن کنم من
۱۲
مگر این درد را درمان کنم من
۱۳
ازان پیغام بوشهدی برآشفت
۱۴
بدان پیغام آرنده چنین گفت
۱۵
امام خواجه را گو ای زره دور
۱۶
چو تو حق را نه هم رازی نه دستور
۱۷
چو حق می‌کرد در اوّل پدیدت
۱۸
نپرسید از تو چون می‌آفریدت
۱۹
بمرگت هم نپرسد از تو هیچی
۲۰
تو خوش می‌باش حالی چند پیچی
۲۱
چو بی تو آوریدت در میانه
۲۲
ترا بی تو برد هم بر کرانه
۲۳
چو غزّالی شنید این شیوه پیغام
۲۴
دلش خوش گشت و بیرون جست از دام
۲۵
چو راهت نیست در ملک الهی
۲۶
چنان نبود که تو خواهی، چه خواهی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.