غزل شمارهٔ ۷۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شب رفت حریفکان کجایید
۲
شب تا برود شما بیایید
۳
از لعل لبش شراب نوشید
۴
وز خنده او شکر بخایید
۵
چون روز شود به هوشیاران
۶
زین باده نشانه وانمایید
۷
در جیب شما چو دردمیدند
۸
عیسی زایید اگر بزایید
۹
بی هشت بهشت و هفت دوزخ
۱۰
همچون مه چهارده برآیید
۱۱
یک موی ز هفت و هشت گر هست
۱۲
این خلوت خاص را نشایید
۱۳
مویی در چشم نیست اندک
۱۴
زنهار که سرمهای بسایید
۱۵
چون چشم ز موی پاک گردد
۱۶
در عشق چو چشم پیشوایید
۱۷
در عشق خدیو شمس تبریز
۱۸
انصاف که بیشما شمایید