Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فخرالدین اسعد گرگانی · ویس و رامین

پاسخ دادن رامین ویس را

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به پاسخ گفت رامین دل افروز
۲
شب خشم تو ما را شب کند روز
۳
دو شب بینم همی امشب به گیهان
۴
ازین تیره هوا و خشم جانان
۵
بسا رنجا که بر من زین شب آمد
۶
مرا و رخش را جان بر لب آمد
۷
چرا شب رخش من با من گرفتار
۸
که رخشم نیست همچون من گنهگار
۹
اگر بخشایی از من بستر و گاه
۱۰
چه بخشایی ازو مشتی جو و کاه
۱۱
به مشتی کاه او را میهمان کن
۱۲
به جان بوزی دلم را شادمان کن
۱۳
اگر نه آشنا نه دوستگانم
۱۴
چنان پندار کامشب میهمانم
۱۵
به مهمانان همه خوبی پسندند
۱۶
نه زین سان در میان برف بندند
۱۷
بهانه بر گرفتم از میانه
۱۸
نه پوزش دارم اکنون نه بهانه
۱۹
ترا خواند همه کس نا جوانمرد
۲۰
چو تو گویی برو نومید بر گرد
۲۱
همه ز آزادگان نام بردار
۲۲
به زفتی بر گرند این نه به آزار
۲۳
میان ما نه خونی او فتادست
۲۴
و یا دیرینه کینی ایستادست
۲۵
عتابست این نه جنگ راستینست
۲۶
چرا با جان من چندینت کینست
۲۷
تو خود دانی که با جان نیست بازی
۲۸
چرا چندین به خون بنده تازی
۲۹
نه آنم من که از سرما گریزم
۳۰
همی تا جان بود با او ستیزم
۳۱
نه آنم من که بر گردم ز کویت
۳۲
و گر جانم بر آید پیش رویت
۳۳
چه باشد گر به برف اندر بمیرم
۳۴
ز مردم جاودانه نام گیرم
۳۵
بماند در وفا زنده مرا نام
۳۶
چو مر گم پیش تو باشد به فرجام
۳۷
مرا بی تو نباشد زندگانی
۳۸
ازیرا کم نباشد کامرانی
۳۹
جهان را بی تو بسیار آزمودم
۴۰
بدو در زنده همچون مرده بودم
۴۱
چو بی تو بر شمارم زندگانی
۴۲
جدا از تو نخواهم شادمانی
۴۳
مرا بی تو جهان جستن محالست
۴۴
که بی تو جان من بر من و بالست
۴۵
الا ای سهمگین باد زمستان
۴۶
بیاور برف و جانم زود بستان
۴۷
مرا مردن میان برف خوشتر
۴۸
ز جور روزگار و خشم دلبر
۴۹
تنی سنگین و جانی سخت رویین
۵۰
نماند در میان برف چندین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.