Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۷۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
۲
بوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کند
۳
کافر و مؤمن گر از خوی خوشش واقف شوند
۴
خوی را خود واکند در حین و خو با او کند
۵
آفتابی ناگهان از روی او تابان شود
۶
پردها را بردرد وین کار را یک سو کند
۷
چنگ تن‌ها را به دست روح‌ها زان داد حق
۸
تا بیان سر حق لایزالی او کند
۹
تارهای خشم و عشق و حقد و حاجت می‌زند
۱۰
تا ز هر یک بانگ دیگر در حوادث رو کند
۱۱
شاد با چنگ تنی کز دست جان حق بستدش
۱۲
بر کنار خود نهاد و ساز آن را هو کند
۱۳
اوستاد چنگ‌ها آن چنگ باشد در جهان
۱۴
وای آن چنگی که با آن چنگ حق پهلو کند
۱۵
باز هم در چنگ حق تاریست بس پنهان و خوش
۱۶
کو به ناگه وصف آن دو نرگس جادو کند
۱۷
نرگسان مست شمس الدین تبریزی که هست
۱۸
چشم آهو تا شکار شیر آن آهو کند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira