Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۷۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود
۲
ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود
۳
یا به قاصد رو ترش کردی ز بیم چشم بد
۴
بر کدامین یوسف از چشم بدان غوغا نبود
۵
چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود
۶
چشم بد با حفظ حق جز باطل و سودا نبود
۷
هین مترس از چشم بد وان ماه را پنهان مکن
۸
آن مه نادر که او در خانه جوزا نبود
۹
در دل مردان شیرین جمله تلخی‌های عشق
۱۰
جز شراب و جز کباب و شکر و حلوا نبود
۱۱
این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولست
۱۲
اندر آن دریای بی‌پایان به جز دریا نبود
۱۳
یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن
۱۴
جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود
۱۵
هین خمش کن در خموشی نعره می‌زن روح وار
۱۶
تو کی دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira