آمدن مرغان بدیوان و دیدن ایشان بلبل را و از هیبت او خاموش شدن ایشان را
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به دیوان آمدند مرغان چو دیوان
۲
همی کردند پر از آشوب دیوان
۳
چو بلبل را بدیدند لال گشتند
۴
در آن حالت همه از حال گشتند
۵
سلیمان گفت بلبل را کجائی
۶
چرا در معرض مرغان نیایی
۷
چرا خاموش گشتی ای سخندان
۸
ز لعل خود بر افشان دُرّ و مرجان
۹
زبان بگشای و شرح حال برگوی
۱۰
سراسر قصهٔ اقوال برگوی
۱۱
چو مرغان آمدند اکنون بداور
۱۲
چه داری حجت قاطع بیاور