نصیحت پذیرفتن موش خوار
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز من پندی فرا گیر ای خردمند
۲
عتاب و خشم را بر پای نه بند
۳
کلاه فاقه را بر فرق سر نه
۴
بدان حرصی که باشد کمترش ده
۵
ز قهرش دیدهٔ پر فتنه بر دوز
۶
چو باد انش به بی خوابی بیاموز
۷
مسلط کن برو صیاد خود را
۸
بجای نان مده پالوده بد را
۹
گر او را خوار کردی همچو یوسف
۱۰
عزیز مصر کردی همچو یوسف
۱۱
ببسته سدهٔ فر سعادت
۱۲
بیان عالم الغیب و شهادت
۱۳
مشعبد وار زیر حقه دارد
۱۴
نه چندان مهره کانراکس شمارد
۱۵
بهر یاری که وقتش اقتضا کرد
۱۶
بدزدد مهرهٔ عمر زن و مرد
۱۷
همی گردند پیاپی گردش او
۱۸
دو چاکر در رهش رومی و هندو
۱۹
زمین سفلیان را آسمان است
۲۰
سرای علویان را آستان است
۲۱
بگوش هوش بشنو این سخن را
۲۲
فدای این سخن کن جان و تن را
۲۳
چو فرصت هست کاری بیشتر بود
۲۴
پشیمانی گر آید کی کند سود
۲۵
چراغ دل ز شمع جان برافروز
۲۶
اصول علم استادان بیاموز
۲۷
به جان گر خدمت استاد کردی
۲۸
ز خدمت برخوری استاد گردی
۲۹
ولی اندیشهٔ تو آن ندارد
۳۰
معما گفتن تو جان ندارد