عطار · اسرارنامه

الحکایه و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بشب حلاج را دیدند در خواب
۲
بریده سر بکف با جام جلاب
۳
بدو گفتند چونی سر بریده
۴
بگو تا چیست این جام گزیده
۵
چنین گفت که او سلطان نکونام
۶
بدست سر بریده می‌دهد جام
۷
کسی این جام معنی می‌کند نوش
۸
که کردست او سر خود را فراموش
۹
نخستین جسم خود در اسم درباز
۱۰
پس آنگه جان زبعد اسم درباز
۱۱
چنان در اسم او کن جسم پنهان
۱۲
که می‌گردد الف در بسم پنهان
۱۳
چو جسمت رفت جان را کن مصفا
۱۴
برآی ازجان و گم شو در مسما
۱۵
یکی دریاست زو علم گرفته
۱۶
همه موجش دل آدم گرفته
۱۷
کجا این موج دریا می‌نشیند
۱۸
که دریا چیست در ما می‌نشیند
۱۹
مرا باید که جان و تن بماند
۲۰
وگر هر دو بماند من نماند
۲۱
من و تو یک من زهرست در کار
۲۲
که ز آن یک جوشده کوهی نگوسار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.