عطار · اسرارنامه

الحکایه و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شنودم کز سلف درویش حالی
۲
هوای قلیه‌ای بودش بسالی
۳
چو سیمی دست داد آن مرد درویش
۴
سوی قصاب راه آورد در پیش
۵
مگر قصاب ناخوش زندگانی
۶
بدادش گوشتی چو نان که دانی
۷
چو پیر آن گوشت الحق نه چنان دید
۸
سراسر یا جگر یا استخوان دید
۹
جگر خود بود یکباره دگر خواست
۱۰
که کار ما نیاید بی جگر راست
۱۱
دل ما غرقهٔ خون شد بیک بار
۱۲
چه می‌خواهند زین مشتی جگر خوار
۱۳
نه ما را طاقت بارگران است
۱۴
نه ما را برگ بی برگی جانست
۱۵
چنان غم یار ما شد در غم یار
۱۶
که نیست از کار غم ما را غم کار
۱۷
اگر گردون بمرگ ما کند ساز
۱۸
غم عشقش کفن ازما کند باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.