Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · اسرارنامه

الحکایه و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درآمد آن فقیر از خانقاهی
۲
نهاده بر سر از ژنده کلاهی
۳
یکی گفتش بطیبت ای خردمند
۴
کلاه ار می‌فروشی قیمتش چند
۵
جواب این بود آن درویش دین را
۶
بکل کون نفروشم من این را
۷
بسی خلقم خریدار کلاه‌اند
۸
بکل کون از من می بخواهند
۹
بنفروشم که دانم بهتر ارزد
۱۰
که یک نخ زو دو گیتی گوهر ارزد
۱۱
چه دانی تو که من در سر چه دارم
۱۲
چو من خود بی سرم افسر چه دارم
۱۳
دلا بیدار شو گر هست دردیت
۱۴
که ناوردند بهر خواب و خوردیت
۱۵
گرفتم جملهٔ عالم بخوردی
۱۶
ندانی جستن از مردن بمردی
۱۷
ترا تا کی ز تو ای آفت خویش
۱۸
تویی آفت تو هم برخیز از پیش
۱۹
بگو تا کی ز بی شرمی و شوخی
۲۰
چه سنگین دل کسی، کویی کلوخی
۲۱
بکن هرچت همی باید کژ و راست
۲۲
اگر این را نخواهد بود واخواست
۲۳
اگر چون خاک ره زر خواهدت بود
۲۴
ز خاک راه بستر خواهد بود
۲۵
ترا چرخ فلک در چرخه انداخت
۲۶
که بر یک جو زرت صد نرخه انداخت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.