Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۷۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
۲
زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند
۳
عاشقان را چو همه پیشه و بازار تویی
۴
عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند
۵
سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو
۶
فقها سوی مدارس پی تکرار شدند
۷
همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند
۸
همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
۹
دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست
۱۰
پر گشادند و همه جعفر طیار شدند
۱۱
صدقات شه ما حصه درویشانست
۱۲
عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند
۱۳
ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم
۱۴
سایه جویان چو زنان در پس دیوار شدند
۱۵
تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست
۱۶
ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند
۱۷
جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود
۱۸
جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند
۱۹
همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند
۲۰
مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشقان; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشقان; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira