Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۷۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
۲
و آنچ عشق تو کند شورش محشر نکند
۳
هر کی بیند رخ تو جانب گلشن نرود
۴
هر کی داند لب تو قصه ساغر نکند
۵
چون رسد طره تو مشک دگر دم نزند
۶
چون رسد پرتو تو عقل دگر سر نکند
۷
مالک الملک چنان سنجق عشاق فراشت
۸
که کسی را هوس ملکت سنجر نکند
۹
تاب آن حسن که در هفت فلک گنجا نیست
۱۰
جز که آهنگ دل خسته لاغر نکند
۱۱
دل ویران که در و گنج هوای ابدیست
۱۲
رخ عاشق ز چه رو همچو رخ زر نکند
۱۳
من ندانم تو بگو آه چه باشد آن چیز
۱۴
که دلارام به یک غمزه میسر نکند
۱۵
توبه کردم که نگویم من از آن توبه شکن
۱۶
هر کی بیند شکنش توبه دیگر نکند
۱۷
یا رب ار صبر نیابد ز تو دل ز آتش عشق
۱۸
تا ابد قصه کند قصه مکرر نکند
۱۹
گر چه با خاک برابر کند او قالب ما
۲۰
خاک ما را به دو صد روح برابر نکند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira