غزل شمارهٔ ۸۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
۲
دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد
۳
تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری
۴
ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد
۵
رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته
۶
کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد