Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۸۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
۲
بستان خوشست لیک چو گلزار بر دهد
۳
خورشید دیگریست که فرمان و حکم او
۴
خورشید را برای مصالح سفر دهد
۵
بوسه به او رسد که رخش همچو زر بود
۶
او را نمی‌رسد که رود مال و زر دهد
۷
بنگر به طوطیان که پر و بال می‌زنند
۸
سوی شکرلبی که به ایشان شکر دهد
۹
هر کس شکرلبی بگزیده‌ست در جهان
۱۰
ما را شکرلبیست که چیزی دگر دهد
۱۱
ما را شکرلبیست شکرها گدای اوست
۱۲
ما را شهنشهیست که ملک و ظفر دهد
۱۳
همت بلند دار اگر شاه زاده‌ای
۱۴
قانع مشو ز شاه که تاج و کمر دهد
۱۵
برکن تو جامه‌ها و در آب حیات رو
۱۶
تا پاره‌های خاک تو لعل و گهر دهد
۱۷
بگریز سوی عشق و بپرهیز از آن بتی
۱۸
کو دلبری نماید و خون جگر دهد
۱۹
در چشم من نیاید خوبی هیچ خوب
۲۰
نقاش جسم جان را غیبی صور دهد
۲۱
کی آب شور نوشد با مرغ‌های کور
۲۲
آن مرغ را که عقل ز کوثر خبر دهد
۲۳
خود پر کند دو دیده ما را به حسن خویش
۲۴
گر ماه آن ببیند در حال سر دهد
۲۵
در دیده گدای تو آید نگار خاک
۲۶
حاشا ز دیده‌ای که خدایش نظر دهد
۲۷
خامش ز حرف گفتن تا بوک عقل کل
۲۸
ما را ز عقل جزوی راه و عبر دهد

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira