Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۹۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود
۲
که جان تویی و دگر جمله نقش و نام بود
۳
اگر چه ماه به ده دست روی خود شوید
۴
چه زهره دارد کان چهره را غلام بود
۵
اگر چه عاشقی و عشق بهترین کار است
۶
بدانک بی‌رخ معشوق ما حرام بود
۷
به جان عشق که تا هر دو جان نیامیزد
۸
جداییست و ملاقات بی‌نظام بود
۹
شراب لطف خداوند را کرانی نیست
۱۰
وگر کرانه نماید قصور جام بود
۱۱
به قدر روزنه افتد به خانه نور قمر
۱۲
اگر به مشرق و مغرب ضیاش عام بود
۱۳
تو جام هستی خود را برو قوامی ده
۱۴
که آن شراب قدیمست و باقوام بود
۱۵
هزار جان طلبید و یکی ببردم پیش
۱۶
بگفت باقی گفتم بهل که وام بود
۱۷
رفیق گشته دو چشمش میان خوف و رجا
۱۸
برای پختن هر عاشقی که خام بود
۱۹
هزار خانه به تاراج برد و خوش قنقیست
۲۰
سلامتی همه تاراج آن سلام بود
۲۱
درون خانه بود نقش‌ها نه آن نقاش
۲۲
به سوی بام نگر کان قمر به بام بود
۲۳
رسید مژده به شامست شمس تبریزی
۲۴
چه صبح‌ها که نماید اگر به شام بود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: شراب; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: معشوق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: معشوق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira