غزل شمارهٔ ۱۰۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
۲
میان این دل و آن یار می فروش چه بود
۳
فدیت سیدنا انه یری و یجود
۴
الی البقاء یبلغ من الفناء یذود
۵
اگر به چشم بدیدی جمال ماهم دوش
۶
مرا بگو که در آن حلقههای گوش چه بود
۷
معاد کل شرود طغی و منه نی
۸
مثال ظلک ان طال هو الیک یعود
۹
وگر تو با من هم خرقهای و همرازی
۱۰
بگو که صورت آن شیخ خرقه پوش چه بود
۱۱
بامر حافظ الله المکان یعی
۱۲
بمس عاطفه الله الزمان ولود
۱۳
اگر فقیری و ناگفته راز میشنوی
۱۴
بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود
۱۵
ایا فؤاد فذب فی لظی محبته
۱۶
ایا حیاه فدومی فقد اتاک خلود
۱۷
وگر نخفتی و از حال دوش آگاهی
۱۸
بگو که نیم شب آن نعره و خروش چه بود
۱۹
ترید جبر جبیر الفؤاد فانکسرن
۲۰
ترید نحله تاج فلا تنی به سجود
۲۱
از آنچ جامه و تن پاره پاره میکردیم
۲۲
بیار پارگکی تا که رنگ و بوش چه بود
۲۳
برغم انفک لا تنکسر کما الحیوان
۲۴
به نصف وجهک لا تسجدن شبیه یهود
۲۵
وگر چو یونس رستی ز حبس ماهی و بحر
۲۶
بگو که معنی آن بحر و موج و جوش چه بود
۲۷
یقول لیت حبیبی یحبنی کرما
۲۸
الیس حبک تأثیر حب ود ودود
۲۹
وگر شناختهای کاصل انس و جان ز کجاست
۳۰
یکیست اصل پس این وحشت وحوش چه بود
۳۱
ایا نضاره عیشی بما تهیجنی
۳۲
متی تقر عیونی و صاحبی مفقود
۳۳
وگر بدیدی جانی که پشت و رویش نیست
۳۴
گه تصور عشاق پشت و روش چه بود
۳۵
لئن سکرت بما قد سقیتنی یا دهر
۳۶
اکون مثلک لدا لربه لکنود
۳۷
وگر ز عشق تو سردفتر غرض ماییم
۳۸
هزار دفتر و پیغام و گفت و گوش چه بود