غزل شمارهٔ ۱۰۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
۲
پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
۳
ساقی روح چون تویی کشتی نوح چون تویی
۴
تا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر
۵
طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین
۶
در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر
۷
آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو
۸
گفت کههای گم شدم این ملکست یا بشر
۹
جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی
۱۰
در دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر
۱۱
عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا
۱۲
خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر
۱۳
چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو را
۱۴
شهره یکی ستارهای بنده او دو صد قمر
۱۵
فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین
۱۶
در تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر