Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
۲
رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار
۳
تو دریای الهی همه خلق چو ماهی
۴
چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار
۵
مگو با دل شیدا دگر وعده فردا
۶
که بر چرخ رسیدست ز فردای تو زنهار
۷
چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای
۸
چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار
۹
عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد
۱۰
ولیکن گله کردیم برای دل اغیار
۱۱
مرا عشق بپرسید که ای خواجه چه خواهی
۱۲
چه خواهد سر مخمور به غیر در خمار
۱۳
سراسر همه عیبیم بدیدی و خریدی
۱۴
زهی کاله پرعیب زهی لطف خریدار
۱۵
ملوکان همه زربخش تویی خسرو سربخش
۱۶
سر از گور برآورد ز تو مرده پیرار
۱۷
ملالت نفزایید دلم را هوس دوست
۱۸
اگر رهزندم جان ز جان گردم بیزار
۱۹
چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگ
۲۰
چو خورشید تو درتافت بروید گل و گلزار
۲۱
ز سودای خیال تو شدستیم خیالی
۲۲
کی داند چه شویم از تو چو باشد گه دیدار
۲۳
همه شیشه شکستیم کف پای بخستیم
۲۴
حریفان همه مستیم مزن جز ره هموار

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira