عطار · مظهرالعجایب

و قال علیه السلام: «اللهم وال منوالاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل منخذله والعن علی من ظلمه»

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون پیمبر کرد این معنی ادا
۲
دست خود برداشت از بهر دعا
۳
گفت الهی دوستش رادوست گیر
۴
دشمنانش را بزن بر سینه تیر
۵
یا الهی دشمنش را خار کن
۶
منزل آن دوزخی در نار کن
۷
هرکه او را یار باشد یار باش
۸
هر که یارش نیست زو بیزار باش
۹
هرکه بگذارد تو هم بگذاریش
۱۰
هر که بر دارد تو هم برداریش
۱۱
در ولایت چون علی را بر گماشت
۱۲
دست او بگرفت و پیش خود بداشت
۱۳
چون دو سر بودند اندر یک بدن
۱۴
هر دو بنمودند از یک پیرهن
۱۵
لحمک لحمی بیان کرد ازنخست
۱۶
دمک دمی عیان کرد او درست
۱۷
گفت یا اصحاب من مقبل شوید
۱۸
در مبارک باد اویک دل شوید
۱۹
جملگی خوشحال گشتند آن زمان
۲۰
در مبارکباد بگشاده زبان
۲۱
پس عمر برخاست گفتا یا علی
۲۲
بر سر خلقان تو گردیدی ولی
۲۳
هم بقول این شه آخر زمان
۲۴
گشتی آخر تو امیر مؤمنان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.