عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفت چون هاروت و ماروت از گناه
۲
اوفتادند از فلک در قعر چاه
۳
هر دو تن را سرنگون آویختند
۴
تادرون چاه خون میریختند
۵
هر دو تن را تشنگی در جان فتاد
۶
زانکه آتش در دل ایشان فتاد
۷
تشنگی غالب چنان شد هر دو را
۸
کز غم یک آب جانشد هردو را
۹
هر دو تن از تشنگی میسوختند
۱۰
همچوآتش تشنه میافروختند
۱۱
بود ازآب زلال آن قعر چاه
۱۲
تا لب آن هر دویک انگشت راه
۱۳
نه لب ایشان بر انجا میرسید
۱۴
نه ز چاه آبی به بالا میرسید
۱۵
سرنگون آویخته در تف و تاب
۱۶
تشنه میمردند لب بر روی آب
۱۷
تشنگیشان گر یکی بود از شمار
۱۸
در بر آن آب میشد صد هزار
۱۹
بر لب آب‌ آن دو تن را خشک لب
۲۰
تشنگی میسوخت جانها ای عجب
۲۱
هر زمانی تشنگیشان بیش بود
۲۲
وی عجب آبی چنان در پیش بود
۲۳
تشنگان عالم کون و فساد
۲۴
پیش دارند ای عجب آب مراد
۲۵
جمله درآبند و کس آگاه نیست
۲۶
یا نمیبینند یا خود راه نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.