الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زین گدائی بر ایاز آشفته شد
۲
این سخن در پیش سلطان گفته شد
۳
پیش خویشش خواند حالی شهریار
۴
گفت ازین پس با ایازت نیست کار
۵
گر بود کاریت بیم کشتن است
۶
تو نمیدانی کایاز آن من است
۷
مرد گفت ای پادشاه حق شناس
۸
گر ازان تست این ساعت ایاس
۹
عشق نیست آن تو من اکنون شدم
۱۰
عشق بردم وز میان بیرون شدم
۱۱
گر کنی از وی فراقی حاصلم
۱۲
چون توانی برد عشقش از دلم